دوست دارم پیش بابام گریه کنم.چون تنها ادمیه که میتونه کمکم کنه ولی...نمیشه!درست جایی که نباید، ارامش دارم.درست پیش کسی که میتونم غر بزنم و اونم گوشهاشو نگیره و چشم تو چشم من به چیزای دیگه فکر نکنه ،نه میتونم گریه کنم و نه میتونم غیر از خبرای خوب هفته حرفی بزنم.
+دلم یه جفت گوش میخواد.
+نمیدونم چرا دلم برای یه ادم منفور تنگ شده!!حالم بده!؟!!
Posted by Dedab at August 20, 2009 7:24 PM
Comments
سلام
عزیزم
گلم
قشنگم
میشه یه کمی آپ بکنی؟
در ضمن من از این گلابی هایی که روی وبلاگته دلم میخواد!!!!!!!!!!!!!!!
چه خاله ای هستی تو؟
Posted by: فرنوش at August 23, 2009 3:23 PM
سلام
عزیزم
گلم
قشنگم
میشه یه کمی آپ بکنی؟
در ضمن من از این گلابی هایی که روی وبلاگته دلم میخواد!!!!!!!!!!!!!!!
چه خاله ای هستی تو؟
Posted by: فرنوش at August 23, 2009 3:23 PM
از متن دنیای کرگردن شدنت خیلی لذت بردم شاید توی یه سرقت ادبی بدزدمش با اجازه؟؟؟؟؟
Posted by: فریور at August 24, 2009 1:05 AM
هی دختره...خوبی/.؟اصلا منو یادت می یاد..
بی معرفت من کنکور داشتم...تو چرا سر نزدی!
Posted by: دلارام اکار at August 24, 2009 10:52 PM

