« ...yeki engar havaye TO ro dare | صفحه اصلي | bash ta bemoonam »
امروز یه قسمتایی از ارشیوم رو مرور کردم.اعصابم خرد شد ولی به هیچ وجه حاضر نیستم پاک بشن.
ولی اینکه میبینم تو 14 سالگی وب لاگ نویس شدم و الانم 16 سالمه خیلی برام اذت بخشه!کاملا محسوسه که اون موقع چقدر بچه بودم.فکرام هم بچه گونه تر بود...ولی اصلا باورم نمیشه که 2 سال گذشته و چند وقت دیگه میشه سه ساااال....
یه چیزی1:حکایت جالبیست که فراموش شدگان،هرگز فراموش کنندگان را ،فراموش نمdکنن.
یه چیزی 2:این بالایی رو قبلا نوشته بودم ،ولی امروز افسانه(یکی از بچه های ریحانه)یادم انداخت و دلم خواست که تجدید خاطره شه.
یه چیزی3:اون x تو ذهن تو ،همون xتو ذهن منه،به قول راستگو:یه بار 0=x و یه بار هم کل عبارت مساوی صفر.(با افسانه بودم!)
یه چیزی4:همین الان یه حس غریب بهم گفت که زیاد بهش اعتماد نداشته باش.(با خودم بودم.)
یه چیزی5:یه بار دیگه بگم که لازم نیست هرچی اینجا نوشته میشه،به درد تو خواننده بخوره،بعضی از این مطالب فقطtaravoshate zehnie ye dapooortie
Posted by Dedab at October 21, 2007 4:50 PM
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/300
Comments
x=كل عبارت
Posted by: y at October 21, 2007 8:02 PM
اینکه گفتی نوشتن وبلاگ از 14 سالگی لذت بخشه رو قبول دارم.منم که از 16 سالگی نوشتم خیلی خوشحالم.چون هر کدوم از این پست ها یه خاطره س و ما رو یاد گدشته ها میندازه.تازه الان هنوز به لذت اصلی نرسیدیم.به نظرم لذت اصلی زمانیه که هفت هشت سال از وبلاگ نویسی ما بگذره و اونوقت یک دفترخاطرات کامل میشه از گذشته هامون.اونم در شرایطی که اکثرا از سنین بالای بیست وبلاگ نویسی رو شروع میکنن.
پشیمونی از پست های قبل هم طبیعیه.منم که شهریور آرشیو پست هام رو مرور کردم حالم از چندتاشون بهم خورد و به خودم فحش دادم که چرا اونا رو نوشتم که به نظرم خیلی بچه بازی بود.شاید یکی دوسال بعد به پست هایی که الان می نویسم بخندم و بگم چقدر مسخره بود.ولی خاصیتش اینه که آدم نمی تونه پاکشون کنه.چون خوب یا بد در هر صورت خاطره س.
در ضمن به نظر من هر وقت ذهن دداب دپورتی تراوش کرد نوشته هاش محشر شده.
Posted by: م س ا ف ر at October 22, 2007 12:18 AM
خواندن آرشیو وبلاگ برای نویسنده هر وبلاگی جالب هست ! وبلاگ یک دفترچه هست که آدم توش همه چیز مینویسه و وقتی بعد از مدتی بخونیش توش خاطرات تلخ و شیرین زیادی را میبنی در واقع یکجواریی میتونی بفهمی که در فلان تاریخ دارای چه خصوصیات و یا چه وضعی بودی ...
امیدوارم سالیان سال بنویسی ... .
شاد باشید .
Posted by: محمدعلی at October 22, 2007 2:54 PM

