پيشنهادات




 پيوندها


 آخرين نوشته‌ها


 جستجو


 گروه بندي


 بايگاني

« | صفحه اصلي | »

...yeki engar havaye TO ro dare

امروز یاد گرفتم:بشنوم،ببینم،دل و وجودم اتیش بگیره،گریه کنم ولی جیک نزنم.
یاد گرفتم و ایمان پیدا کردم که دیگه زمونه ای نیست که تو رو دوست داشته باشن،به خاطر اینکه صادقی.
این دوره،دوره ی ناسپاسی و قدر نشناسیه.

یه چیزی1:دلم برات سوخت.دلم برات اتیش گرفت.بیچاره تو که با اون حال بدت، به خاطر چه ادمایی رفتی و اومدی و خسته شدی و پیر شدی.

Posted by Dedab at October 10, 2007 9:12 PM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/296

Comments

دقیقا همینطوره.دیگه واسه صداقت ارزش قائل نیستن.مشکل اینه که از آدم صادق از صداقتش ضربه هم میخوره.ضربه ای که پشیمونش میکنه از همین صادق بودن.

Posted by: م س ا ف ر at October 11, 2007 12:57 AM


خوش به حال اون (یکی)!

Posted by: دلارام at October 11, 2007 1:54 PM


خب طبیعیه که پسری از پسر خوشش بیاد یا دختری از یه دختر.البته من چون دختر نیستم نمی دونم این دوست داشتن در دخترها چه جوریه.ولی تا الان فکر می کردم که دخترا اگه دختر خوشتیپی رو ببینن حسودی میکنن و انصافا تا حدی هم همینطوره.ولی اینکه من از پسری خوشم میاد اصلا اینطوری نیست.یعنی فقط خوشم میاد و اصلا دوست نداشتم جاش بودم یا اینکه قیافه ی اونو داشتم.شاید هم به قول تو همینجوریش تو مدرسه تون بوده.

Posted by: م س ا ف ر at October 19, 2007 12:12 AM


Post a comment





مرا به خاطر بسپار؟