پيشنهادات




 پيوندها


 آخرين نوشته‌ها


 جستجو


 گروه بندي


 بايگاني

« | صفحه اصلي | پست سفارشی »

می خوامشون

منم از اون" خونه ی قدیمی تو محله ی قدیمی" خاطره های زیادی دارم.( اینجاس که ممکنه بفهمی رابطه ی من و مرغ دریا رو)
یه بار وقتی بچه تر از اینی که هستم بودم،وقتی داشتم بازی می کردم،مامان اومد که بیا بریم خونه باباجی =باباحاجی=بابابزرگم).کلی گریه و زاری که نه نمی خوام ،می خوام بازی کنم !اون موقع مامان یه چیزی گفت که دیگه یادم نرفت:اگر یه روز خدایی نکرده بلایی سر باباحاجی بیاد پشیمون می شی ها.
اون روز رفتیم و فکر می کنم حدود یک سال بعد روز 28 ابان بابا حاجی فوت کرد!
من دیگه صورت بابا حاجی م رو ندیدم.من از دار دنیا فقط همون یه دونه با با بزرگ رو داشتم.
مامان و بابای بابام قبل از اینکه بابام ازدواج کنه فوت کرده بودن و مامان هم حتی ندیده بودشون و مامان مامانم هم سال 66 تو شلوغی های مکه منژیت می گیره وتو مکه فوت می کنه.رفت و فقط چمدونش برگشت.
خونه ی بابام اینا رو ندیدم ولی خونه ی مامانم اینا رو چرا.هر سال صفر توش شله زرد می پختن و اش شله قلمکار.
این خونه در شرف فروخته شدنه.خونه ای دو طبقه که طبقاتش با پله های باریک و گردی به هم مربوط می شن.تا وقتی که کسی تو انجا زندگی می کرد و محل سکونت بود،گل های رز و حیاطش اب می خورد و حداقل جارو میشد،اما الان دیگه خبری از گل های رز و خونه ی ترو تمیز نیست.
خلاصه اینکه بعد از فوت بابابزرگم اونجا خیلی عوض شد ولی دور هم جمع شدن خاله ها و دایی ها اونجا و الاکلنگ بازی با کاشی های لق حیاط و ...رو من یکی یادم نمی ره.
اون خونه ی با صفا اگر هنوز هم محل سکونت پدر بزرگ و مادر بزرگم بود،خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی با صفا تر بود.
منم مثل خیلی ها دوست داشتم که با مامانی و باباجی خودم برم بیرون،روز مادر و روز پدر براشون کادو بخرم،از اونا بشنوم که مامانم و بابام وقتی بچه بوده چه خرابکاری هایی کردن وهفته ای خونمون می موندن و خیلی چیز های دیگه.
امروز سالگرد فوت مامان بزرگمه.مطمئنا تو بهشته ....
خدا بیامرزتش!

Posted by hanifm at August 13, 2006 9:13 PM

Comments

me toooooooooooooooooooooo

Posted by: فرنوش at August 13, 2006 11:26 PM


واقعا نمیدونم چرا ما باید از این نعمت ها بی نصیب باشیم؟ خدا پدر و مادرمونو برای بچه ها مون نگه داره تا اونها مثل ما بی بهره نباشن.

Posted by: فرنوش at August 13, 2006 11:28 PM


سلام.
خدا بيامرزدشون. انشا ا... خدا پدر و مادرتونو بالاي سرتون حفظ كنه. آمين..........

Posted by: ماهي قرمز at August 14, 2006 11:42 AM


يادشون بخير . خدا بيامرزدشون.

Posted by: مرغ دريايي at August 14, 2006 1:13 PM


salam
1-khosh be hale madar bozorgetan ke saadate dafn dar sarzamine payambar ra dashtan.
2-khodayash rahmat konad.
3-mamnon az hozore sabzetan.

Posted by: saeed at August 14, 2006 3:49 PM


farimahe aziz salam , mamnoonam ke be man sar mizanid ama be ghole an rende javdaneh : kiy sheere tar angizad khater ke hazin bashad . saay mikoonam up konam , vali hamisheh be webe shoma sar mizanam , shad bashid .

Posted by: nooshdaroo at August 14, 2006 11:10 PM


بهت تسلیت میگم یعنی سالگرد پدربزرگ و مادر بزرگت را !
منم دوتا مادر بزرگ داشتم که هردوتاشون فوت کردن ! ولی موقعی که زنده بودن خیلی خوب بودن ولی عمرش به سر رسید و از دنیا رفتند ! ولی الان خیلی دوست دارم یک بار دیگه مادر بزرگم رو ببنیم ! ولی ...
روحشان شاد و یادشان زنده باد .

Posted by: مملی آنلاین at August 15, 2006 1:42 AM


doros mibinam in saeedas ba ma nemipare ba adab shode!!!!!!!!!

Posted by: mahsa at August 16, 2006 5:54 PM


Ba salam.
Sherkate Negarestan Honar Moaser amaadegi khod ra jahat tabadol link ba in site mohtaram elaam minamayad.
ba tashakkor
ravabet omoomi Sherkate Negarestan Honar Moaser
info@negarestanco.ir
www.negarestanco.ir

Posted by: NegarestanCo. at August 18, 2006 8:09 PM