پيشنهادات




 پيوندها


 آخرين نوشته‌ها


 جستجو


 گروه بندي


 بايگاني

« روز پرستار | صفحه اصلي | کارنامه،علی کوچولو،عدس،اردو »

اسم وبلاگ من "دست نوشته های یک دانش اموز"ه ولی من فعلا دانش اموز نیستم.دانش اموز از مدرسه اش مینویسه،اما من مدرسه نمی رم که بنویسم.دانش اموز از کلاس های درسش می نویسه اما من دانش اموز نیستم که بنویسم ووووووووخلاصه تا پینگ ثانوی نمی نویسم.هدفم هم از این کار این نیست که کامنت بذارید که :تو رو خدا!چرا رفتی؟!خواهش می کنم بنویس!و...نیست.حوصله ی نوشتن ندارم.ولی یه چیز:
دیدی یه هفته هر چی اتفاق خوبه می افته اما هفته ی بعدش ...بد ترین اتفاقات ....
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مسافر از محکومیت به در اومده و اپ کرده.
بالاخره "هستی و پانیذ "هم یه وبلاگ ساختن و"ضد عشق"(تو بخون:تماما عاشقانه)می نویسن.
مرغ دریایی یه غریبه ست که خیلی خیلی اشناس.شعر هاش رو +بعضی تیکه های روز مره اش رو می نویسه.
مامان فی فی هم که از وبلاگ نویس های فعاله و روزی 5-6 تا پست جدید میزاره!نکه سیاسی هم می نویسه ،میترسم بگیرنش.
نوفی/موشی تو وبلاگش یه انجمن خیریه زده و کمک می خواد.

Posted by farimah at June 19, 2006 10:15 AM

Comments

baba ch ghad zood ja zadi akhe kasi ke soode ghabol mishe enghad zod ja mizane?
mano panizam ke khordim be varshekastegi didim baba hame haleshon az zede eshgh beham mikhore goftimmm ta varshekast nashodim bezanim be matalebe eshghi ke hame dosesh darn vali bedoon khodam zede eshgham!!!!

Posted by: hasti at June 19, 2006 12:14 PM


سلام شبه دانش آموز
خوب حالا که نه کلاسی داری و نه مدرسه ای که بخوای ازش بنویسی پیشنهاد میکنم برو تو این کلاس های تابستونی شرکت کن شاید اونجا چیزی برای نوشتن پیدا کنی البته فکر کنم مقصر خودنت باشی چون اونی که همه درس هاشو خرداد پاس کنه همینه میشه دیگه !
در هر حال موفق باشی

Posted by: mamali at June 19, 2006 2:03 PM


بابا بی خیال!
دوباره شروع کن.
واقعا میخوای سه ماه ننویسی؟حیف نیست؟
خیلی سخته.من که نمی تونم سه ماه چیزی ننویسم.
ولی جدا شروع کن.
تازه میتونی یه وبلاگ دیگه بزنی برای این سه ماه.
شوخی کردم ولی دوباره بنویس.

Posted by: م س ا ف ر at June 22, 2006 5:41 PM


فريماه جون توي اين همه مدت به قول خودت با هم دوست بوديم با هم خنديديم با هم گريه کرديم اين وبلاگت هم شده بود واسه ما يه دلخوشي به تمام معنا که تو توش از خسته کننده ترين ساعات تيزهوشان و ادبيات و زبان و لولو و برنامه ي صبح گاهي و محروميت ما از جشن ها و خلاصه همه ي بي عدالتي هايي که تو حقمون کردن توي اين يک دو و براي بعضي ها هم سه سال و ما فقط تحمل کرديم اعتراض کرديم توجيه شنيديم و قانع نشديم و بازم چون فقط دانش آموز بوديم از اون دفتر خراب شده اومديم بيرون نوشتي و ما هم در ابراز همدردي کامنت ميذاشتيماميدوارم براي من 2 سال براي تو 3 سال (دلت بسوزه) اين زجري که کشيديم واسه ي گناه نکرده تموم شده باشه و گوش شيطون کر مدرسه ي بعدي برامون جبران کنه

Posted by: arezoo! at June 22, 2006 11:38 PM


سلام.نمی خوام 3 ماه ننویسم یعنی طاقت ندارم.دوست دارم خاطراتم اینجا ثبت بشه که ...
مینویسم؛اما وقتی که راه حلی برای مشکلاتم پیدا کنم،وقتی که همه چیز رو به راه بشه.

Posted by: فریماه at June 23, 2006 11:59 PM


سلام . اولین باری هست که اومدم

وقت نکردم همهء مطالب رو بخونم . میخونم بعد نظر میدم . save کردم.

یا علی .

Posted by: تنهای تو at June 25, 2006 2:36 AM


سلام هنوز نرفته ايم دلم داره براي تو و مامان تنگ ميشه

Posted by: فرنوش at June 27, 2006 9:25 AM


مثل اینکه واقعا نمی نویسی.
من به روزم.
سر بزنی خوشحال میشم.

Posted by: م س ا ف ر at June 28, 2006 3:50 AM


farima joone madaret dobare benevis delemoon khosh bood to yeki minevisi ,midooni chi kar kon boro az daftar khateratet matlab vardaro ye kam namako keshmesh behesh bezan bad biya vase ma tarif kon bekhoda ba hamoona ham hal mikonim,har rooz behet sar mizanam ,ma ro na omid nakoni

Posted by: atti at June 28, 2006 3:17 PM


یعنی انقدر مشکلاتت بزرگه؟

Posted by: پرتقال at June 28, 2006 10:55 PM


سلام
خوبه که دوباره میخوای بنویسی.
در ضمن من نوشتم استدلال جالبی بود.مسخره نکردم.در واقع به نظرم استدلال جالبی بود و من به خودم اجازه نمی دم هیچکدوم از دوستان مجازی ام رو در این فضا مورد تمسخر قرار بدم.
اگر اینطور تصور کردید عذرخواهی می کنم ولی جدا چنین هدفی نداشتم.

Posted by: م س ا ف ر at July 2, 2006 6:07 PM