« سلام | صفحه اصلي | بیاید بریم تو حیاط هم توت بخوریم و هم چراغ سر در رو درست کنیم! »
دل تنگی(مشترک:فریماه و فرزانه)
می گه دلش تنگ می شه.برای کی؟برای چی؟
دلش تنگ می شه برای این گروه 9نفره.دلش تنگ می شه برای 8 دوستی که هر روز (به جز ایام تعطیل!)حد اقل 8 ساعت رو باهاشون بوده.دلش تنگ میشه برای دعواهای این گروه 9 نفره.برای جلسه هایی که از هم می گفتن.برای با هم خندیدن.برای با هم بودن.برای با هم ...
دلش تنگه.می گه چه جوری می تونم ازتون جدا بشم؟چه جوری می تونم به حیاطی نگاه کنم که هیچ کدومتون در اون نیستید؟چه جوری می تونم لحظه لحظه خاطرات گذشته ای رو مرور کنم که بوی همتون رو می ده؟
خاطراتی که در اون با هم جوانه زدیم و با هم شکستیم.خاطراتی از بودن و نبودن ها.
روی این نیمکت ها کی میشینه؟جای من،جای تو،جاهایی که به زودی پر میشن.
کی دیگه لحظه لحظه های التهاب دوستی رو یادش می اد؟کی دیگه سرود با هم بودن رو می خونه؟کی دیگه تو لحظه های بی کسی ...
Posted by farimah at May 4, 2006 1:55 PM
Comments
سخته دیگه.
Posted by: م س ا ف ر at May 5, 2006 2:57 AM
خوب دیگه
Posted by: پرتقال at May 6, 2006 12:05 AM
salam khob in ham rasme rozegare shayed keh bayed raft beh jelo ya faramoshiye gozashte
Posted by: navid at May 7, 2006 12:28 AM
سلام فریماه جون:
چه غمنگیز!
درکت می کنم!
قرار بذارید دبیرستان هم با هم باشید
یه جا برید!
دیدر به دیر آپ می کنی درس می خونی؟
از نهایی نترس از سوالهای معلم های خودتون آسون تره!
موفق باشی
Posted by: دلارام اکار at May 9, 2006 10:11 PM
فدات شم عزيزم ما که براي هم فراموش نمي شيم مثله اينکه يه قراري با هم داريم يادته که...
Posted by: arezoo! at May 10, 2006 6:53 PM
تو فریماه 14 سال داری!!!!......سلام دوست من...با اجازه لینکتو گذاشتم..موفق باشی
Posted by: محمدمهدي at May 12, 2006 3:53 PM
salam , web e ghashangi darid , deltangi ham khob e , albateh ageh sayer e masaeil o moshkelat bezaran , sabz bashid , be manam sar bezanid .
Posted by: محمود at May 13, 2006 12:25 AM
کجایی؟
توهم مثل ماهی قرمز نمی نویسی؟
Posted by: م س ا ف ر at May 14, 2006 3:03 AM

